خرید بک لینک

اینروزها بازار اینستاگرام خیلی گرمه، پر از تبلیغات، تمجیدات، درددل و نمایش زندگی است. برای یاد گرفتن خیلی چیزها خوبه مثل یه تکنولوژی جدیده که جای قبلی هارو گرفته (مثل همین بلاگفا که دیگه دمده شده) ولی واقعیت اینه که از خیلی جنبه ها به دل من نشسته و هنوز نتونستم مثل اینجا که انقدر راحت می نویسم اونجا شروع به نوشتن کنم. دلم باهاش نیست نمی دونم چرا حس می کنم زندگی واقعی نیست، حس می کنم محبت زن و شوهریش واقعی نیست، خنده هاش طبیعی نیست. واقعا نمی دونم چرا برای من هنوز یک حس مصنوعی داره.

پر از عکسهای رنگارنگه از زندگی های شاهانه، مسافرتهای آنچنانی، لباسهای مارکدار ست مادر و فرزندی، تولدها و مهمونی های پرزرق و برق و در کنارش پر از کامنتهای حسرت آمیز که "خوش به حالتون ما که همش تو خونه ایم و جایی نمیریم" یا کینه توزانه که "چه خبرتونه چرا پز میدید" و خیلی ها و خیلی های دیگه. از یه طرف هم پر از صفحه های آشپزی و تزئین غذا، منکر خوب بودنش نمیشم ولی مثلا برای من استفاده ازش میسر نیست، بیشتر وقتها کلی موادغذایی میخواد که من تو خونه ندارم وقت خریدشم ندارم و از همه بدتر وقت درست کردنش هم ندارم، فقط میبینم و تحسین می کنم ولی استفاده نمی تونم بکنم. همه چی تو اینستاگرام خوب به نظر میاد، شبیه مدینه فاضله است ولی نمی دونم چرا زندگی واقعی ای که من میبینم اینجوری نیست. اینهمه اختلافات زن و شوهری، اینهمه مشکلات اقتصادی و هزاران مشکل دیگه اطرافمون هست. نمیگم چرا اینجوریه؟ امیدوارم همیشه برای همه همینطور باشه ولی نمی دونم چرا حس می کنم تظاهر زیاد داره خلاصه برای تنوع نگاه می کنم ولی هنوز عاشق نوشتن بی ریای همینجا هستم و هیچ جا مثل اینجا برام مامن درددل نیست، ممنون از کسانیکه هنوز همراهم هستید. خیلی دوستون دارم و به زودی پاسخگوی نظرات هستم.

برچسب: نویسنده: متین میرزاده تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:08

صفحه بندی