خرید بک لینک

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون من کمی لجبازم، یعنی گاهی می افتم رو دنده لج و خدا بخیر کنه که اون حالت زودتر بگذره. الان از وقتی که از ایران برگشتم اون حال و هوارو دارم، شاید چون بعد یکسال رفتم ایران و نتونستم حسابی بمونم و خستگی در کنم، یعنی خستگی که در کردم ولی تفریحی زیاد برام نبود، نشد یه سینمایی، تئاتری، پارک درست و حسابی برم و زود تموم شد و فقط تموم نشد عملا تعطیلی تابستونیم تموم شد. خدارو شکر ولی خب بنده الان روی اون حالت لجم. بنده خدا یه دوست ترکی از مدتها قبل منو برای حنا بندونش دعوت کرده بود و منم کلی با ذوق گفتم که میام، توی این گیرو دار یه دوست دیگه ام گفت که اونو برای مراسم حموم هم دعوت کرده و منتظر بود ببینه اگه من دعوتم با هم بریم که خب خبری از دعوت من نشد. اولش زیاد ناراحت نشدم ولی بعدش که دیدم کلی بچه های دیگه که با اون رابطه شون خیلی کمتر بوده دعوت بودند و رفتند، خیلی بهم برخورد و برای حنابندون هم نرفتم یعنی یه حس بدی داشتم میرفتم هم جز انتقال اون حس بد نتیجه ای نداشت پس بهتر بود که فاصله بگیرم، حالا امروز برای دوستم کادو هم گرفتم ولی اون حس هنوز هست. با یه استادی هم مدتهاست کار می کنیم یه مدت اینجا بود و حالا دوره ولی دورادور ارتباط داریم و واقعا رابطمون نزدیکه اون هم من فکر میکردم سفرش تموم شده و برگشته، هر چی هم تو وایبر پیام میذاشتم جواب نمیداد یعنی نمیرسید بهش، تا خودش زنگ زد و گفت که این هفته میره و من هم با طعنه گفتم "کلی براتون پیام گذاشتم جواب ندادید گفتم شما با سیاست هستید شاید ترجیح میدید ارتباطمون ایمیلی باشه" فکر کنم بیچاره انتظر نداشت گفت نه من اصلا ندیدم و از این حرفها، دوباره بفرست، من هم گفتم مهم هارو براتون ایمیل زدم و بقیه اش هم مهم نیست. گفت حالا یه تست برام بفرست گفتم باشه ولی بعدش حس فرستادنو نداشتم (گفتم که لجبازم)، آخه چه فایده چیزی که گذشته، براش از ایران پسته آورده بودم و جواب هم که نداد خودم خوردم، دیگه گذشته دیگه، غیر از اینه؟ خلاصه خدا سومی رو به خیر کنه بیشتر ترجیح میدم وقتی تو این حال و هوام خودمو ایزوله کنم و تنها باشم تا حالم بهتر بشه و زیاد با کسی در ارتباط نباشم که بیشتر دل بشکنم و بعدش پشیمون بشم. معمولا دوش آب داغ؛ پیاده روی و دیدن دریا حالمو بهتر می کنه ولی فکر می کنم هنوز یه جیغ نهفته تو دلم مونده، شاید مثل دمیر توی غار که داد استیصال میزد منم باید داد انرژی منفی بزنم که رها بشه و بره پی کارش. یه چند ساعت لونا پارک و جیغهایی که وسط جیغهای دیگران گم میشه چند ساله مونده رو دلم، یه آرزوی ساده که شاید آخرش یه روز تنهایی برآورده اش کنم تا بیشتر از رو دلم نمونه.

برچسب: دنده لج, نویسنده: متین میرزاده تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:08

صفحه بندی